ابراهيم عاملي ( موثق )
224
تفسير عاملي ( فارسي )
11 - آيت 43 جمله ى « فَأَنْساه الشَّيْطانُ » تا آخر اشاره است بيك حقيقتى كه انسان در برابر آن عاجز است و موجبات و وسائل طبيعى هم براى آن نميتوان پيدا كرد ، و آن خاصيّت فراموشى است و غفلت كه آدمى با همه كوشش خود در برابر فراموشى بيچاره است . 12 - آيت 45 « قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ » خوب مىفهماند كه در همان دوران قديم مردمى بودند كه خواب را جز صورت خيالات پراكنده چيز ديگر نمىدانستند . 13 - دو آيت 48 و 49 « تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ - تا - مِمَّا تُحْصِنُونَ » راهنمائى بشر آن روز است كه در سالهاى بارندگى زياد بايد بانديشه ى آينده بود و زراعت بيشتر براى روز مبادا ذخيره كرد و راه اندوختن آن زيادى نيز نشان داده شده است كه گندم را با خوشه انبار كنند تا نابود نشود . 14 - جمله ى « لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْه » اگر سخن زليخا باشد اشاره است به آثار مرموز عشق كه با همه ى سر خوردگى و نااميدى و خشم و دشمنى عاشق ، باز عشق كار خود را مىكند و راضى بتهمت و خيانت بمعشوق نمىشود . 15 - آيت 84 جمله ى « ابْيَضَّتْ عَيْناه مِنَ الْحُزْنِ » شايد اشاره باشد به آخرين درجه ى عطوفت و دلبستگى پدر به فرزند كه از شدّت اندوه مفارقت ممكن است سياهى از چشم پدر برود و فقطَّ سفيدى آن بماند . 16 - در آيت 97 جمله ى « يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا » تا آخر اشاره است به - حالت پشيمانى انسان كه خود با هزار تدبير و حيله و تزوير كارى انجام ميدهد و چون شدّت و تندى ميل آرام شد و خواسته اش انجام شد و آثار بد آن را مشاهده كرد با خجالت و تأسّف دست بدامان دعا مىشود و اقرار بخطا و اين خود پندى است كه پيش از پشيمانى و التماس و دعا كار خود را به سنجد و طورى رفتار كند كه دنباله ى كارش بن بست نشود و به خواهش و زارى نكشد .